| قاصدکهاي رقاص | ||
|
ديوانهاي در فراز تپه
شاعر : آرزو شرکا |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 18:32 توسط بای سیکل ران
|
|
||
| خداحافظی | ||
|
تو را به یاد می سپارم
گلایه هایم را به باد
غم هایم را به چاه
و تو را به خدا می سپارم |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 19:56 توسط بای سیکل ران
|
|
||
| قهر | ||
|
او رفت من تنها ماندم
در فضای خالی شعر باد می وزد |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 12:40 توسط بای سیکل ران
|
|
||
| شبی بارانی | ||
|
شبی بارانی
و رسالت من این خواهد بود - حسین پناهی - |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 11:30 توسط بای سیکل ران
|
|
||
|
|
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 11:11 توسط بای سیکل ران
|
|
||
| توانستن ونرسیدن | ||
|
تمام روز را راه میرفتیم... تشنه،خسته،پشیمان از زندگی! به دیواری رسیدیم غیرقابل نفوذ. می گفتند آن سوی سد عظیم،آرزوها برآورده میشوند. اوتمام رموز رابه من آموخت. وگفت:گاهی شایسته ها مجال نمی یابند. توانستن ونرسیدن را بیاموز. وقت بازگشت است.
|
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 20:39 توسط بای سیکل ران
|
|
||
| پرستو | ||
|
كشتن پرستويي در كودكي شايد دليل آوارگي اكنونم
|
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:45 توسط بای سیکل ران
|
|
||
| تو به من خنديدي .... | ||
|
تو به من خنديدي ....
|
||
|
2
نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 21:26 توسط بای سیکل ران
|
|
||
| حافظا مرد نکونام نمیرد هرگز | ||
حافظا مرد نکونام نمیرد هرگز مرده آن است که به نیکی نبرند نامش |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 21:41 توسط بای سیکل ران
|
|
||
| خوشحالم که برگشتی | ||
|
در آشفتگي روز وشب روزي دوباره بهار را
|
||
|
2
نوشته شده در جمعه نهم فروردین 1387ساعت 1:20 توسط بای سیکل ران
|
|
||